به ...
براي آخرين بار خدا كنه بباره ..... تو اين شب كويري يه قطره از ستاره
اوپتیس ـــــ
او پتیس ــــــ
سلام امروز اومدم جواب چند تا از دوستاني رو كه لطف كردن با هم نوا شدند رو بدم.
يكي از دوستان انتقادي داشتن كه چرا در شعر‹ تساوي › اسم خودتون رو به جاي اسم آقاي ‹ خسرو گلسرخي › زير شعر نوشتين، كه كاملاً درسته.
اما دوست عزيز من نمي دو نستم كه اين شعر زيبا متعلق به چه كسيه و براي اين اسم خودمون رو زير پستامون مي زنيم كه مشخص بشه چه كسي هر پستي رو داده واصلاً قصد توهين به شاعران و نويسندگان خوبمون رو نداشتيم و نخواهيم داشت. اميدوارم جوابتو گرفته باشي.
و ازنظرات :
ماجرای تلخ ابرهای انبوه شونده،محنت دم کرده،آسمان گرفته،خورشیدهای ربوده،بادهای زوزه کش پاییز،ماجرای تلخ زوزه و بانگ فریادخواهی ما ...
ـ او پتیس ـ
معلم پای تخته داد می زد
دستانش در زیر پوششی از گچ پنهان بود
ولی آخر کلاسی ها لواشک بین هم پخش می کردند
آن یکی در گوشه ای جوانان را ورق می زد
دلم می سوخت به حال او که بیخود های وهوی می کرد
و با آن شور تساوی های جبری را نشان می داد
تسا وی را نوشت، ... بانگ بر زد
یک با یک برابر است اینجا
از میان جمع شاگردان یکی برخاست
همیشه یک نفر به پا میخیزد
به آرامی سخن سر داد:
این تساوی، اشتباهی فاحش و محض است
نگاه بچه ها ناگه به یک سو خیره ماند با حیرت
و او پرسید
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آیا باز هم هم یک با یک برابر بود؟
سکوت مبهمی بود، سوالی سخت
و او با پوز خند می گفت:
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آنکه زور و زر به دامن داشت بالا بود؟
و آنکه قلبی پاک و دستی فاقد زر ، پست تر بود؟
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آنکه نقره گون چون قرص ماهی بود بالا بود؟
وان سیه چرده که می نالید پایین بود؟
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
این تساوی زیر و رو می شد
حال می پرسم یک اگربایک برابر بود
نان و مال مفتخوران از کجا آماده می گردید؟
یا کدامین کس دیوار چین ها را بنا می کرد؟
یک اگر با یک برابر بود
پس که پشتش زیر بار فقر خم می شد؟
یا که زیر ضربت شلاق له می شد؟
یک اگر با یک برابر بود
پس چه کس آزادگان را در قفس می کرد؟
معلم ناله آسا گفت :
بچه هادرجزوه های خویش بنویسید
که ... یک با یک برابر نیست.
او پتیس
)امروز امروزه(
امروز صبح اگه از خواب بیدار شدی و دیدی ستاره هاتو اسمون نمی تابند
ناراحت نشو
حتما دارند با تو قایم باشک بازی می کنند!!!
پس با آنها بازی کن .
اگه قبل از خواب آرزو کردی فردا بارون بباره
ولی بارون نبارید
مطمئن باش الهه ی بارون می خواد تو شکوه بارون رو باور کنی
امروز .امروزه
امروز هر چه قدر بخندی وهر چقدر عاشق باشی
به ذخایر نفتی جهان آسیب نمی رسه
پس بخند وعاشق باش
امروز هر چقدر دل ها رو شاد کنی
به قیمت بلیت اتوبوس اضافه نمی شه!!!!!(چه ربطی داشت)
پس شادی بخش می یاد
امروز هر چقدر آرزو کنی.چشمه ی آرزوهات خشک نمی شه
پس آرزو کن
امروز هر چقدر خدا رو صدا کنی.خسته نمی شه
پس صداش کن
او منتظر توست
او منتظره آرزوهات
خنده هات
گریه هات
آفرین گفتن هات
دل شاد کردن هات
ستاره شمردن های تو
منتظر عاشق بودن هاته
آره او منتظره توست
منتظره ماست
منتظره منه
زیرا
امروز.امروزه
امروز جاودانه است
و امروز زیبا ترین روز دنیاست
او پتیس
مسئله مهم اینه که
همیشه همه چیز اون جوری که می خوای پیش نمی ره البته در مورد من ثابته همیشه اون چیزی که می خوام نمیشه............
the life is a bitter repetition
ماتیلدا